محمد بن عبد الله بن عمر
106
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
مىگفتى : همىترسم از آن يك كلمه ، الّا كه شهادت جبران كند « 1 » ] . ودر عهد أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، در قتال أهل ردّت « 2 » شهيد شد . وفرمود تا أبو البخترىّ بن هشام نيز نكشند . وسبب آن بود كه در مكة ، سيد ، عليه السلام ، نرنجانيده بود . وآن روز « 3 » پنج هزار فريشته به مدد سيد ، عليه السلام ، آمده بودند ، به اذن حق تعالى . ودو مرد ، از بنى غفار ، بر سر كوه بدر بودند ، تفرّج مىكردند ويكى از ايشان هر دو ، گفت « 4 » : پارهاى ابر سپيد از آسمان فرو آمد و ، همچون رعد ، آواز مىكرد ومىگفت : أقدم حيزوم . ورفيقم از خوف آن آواز مرد . سيد ، عليه السلام ، [ گفت ] « 5 » : آن آواز جبرئيل بود كه أسب خود را مىگفت : بشتاب ولشكر اسلام درياب . وحيزوم نام أسب جبرئيل است . وشخصي از أهل بدر حكايت كرد كه بر هر كه مىرسيدم وقصد كشتن وى كردم ، پيش از آن كه شمشير من به وى رسيدى ، سرش بر زمين افتادى ، وكس را نمىديدم . پس مرا يقين شد كه فريشتگان قتل مىكنند . وعبد اللّه بن عباس گفت : فريشتگان به نفس خود در * هيچ غزايى جنگ نكردهاند الّا در اين غزا . وچون در غزايى حاضر شدندى ، عددي بودندى يا مددى « 6 » . وغزاى بدر روز آدينه بود ، هفدهم ماه رمضان « 7 » . وأول كسى از مسلمانان كه كافران أو را كشتند ، در بدر ، مهجع بود ، آزاد كردهء عمر . ونشان مسلمانان ، در آن روز ، أحد أحد بود . واين كلمه گفتندى . سيد ، عليه السلام ، فرمود تا أبو جهل از ميان كشتگان بجويند . عبد اللّه بن مسعود ، رضى اللّه عنه ، برفت وأو را بيافت ، هر دو ساق افتاده ، وپاى بر گردنش نهاد وگفت : ديدى كه حق تعالى تو را چون خوار كرد ! أبو جهل گفت : مردان [ را ] از قتل عيبى نباشد وگفت : اى سياه ، كه گله مىچرانيدى ، عجب مرتبتي يافتهاى كه پاى بر گردن چون من نهادهاى ! عبد اللّه گفت : اى دشمن خداى ، شرف
--> ( 1 ) . عبارات داخل [ ] از سيره ، ص 566 ، نقل شد . ( 2 ) . أهل رده ، كساني كه بعد از وفات پيغمبر صلعم از مسلمانى برگشتند وأبو بكر با آنان جنگيد ، بعضي را بكشت وبرخى را أسير كرد ، وآنان كه اسلام پذيرفتند از قتل واسارت مصون ماندند ( دهخدا ) . براي تفصيل بيشتر - دايرة المعارف اسلامى ، ص 113 ب وص 749 ب . ( 3 ) . در أصل : وأبو حذيفة گفت آن روز ، بر طبق سيره ، ص 570 ، حذف واصلاح شد . ( 4 ) . در أصل : گفتند ( 5 ) . از سيره ، ص 571 ، نقل شد . ( 6 ) . مقصود اين است كه فريشتگان فقط در غزو بدر بوده است كه به نفس خود جنگ كردهاند ودر ساير غزوهها فقط عددا يا مددا كمك كردهاند . ( 7 ) . مقصود رمضان سال دوم هجرى است كه از كليهء منابع مستفاد مىشود .